محمد ابراهيم آيتى
390
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
فارس يليل ابن اسحاق در سيره و شيخ مفيد در ارشاد مىنويسند : رسول خدا و مسلمانان همچنان در محاصرهء دشمنان بودند و جنگى در كار نبود ، تا آن كه سوارانى از قريش از جمله : 1 - عمرو بن عبد ودّ ( از بنى عامر بن لؤىّ ) كه او را با هزار سوار برابر مىدانستند ، و چون در « يليل » كه جائى است نزديك بدر ، مردان قريش را از حمله و هجوم « بنى بكر » نجات داد و يكتنه در مقابل دشمن ايستادگى كرد ، او را « فارس - يليل » مىگفتند ، و چون اول بار او از خندق پريد ، دربارهء وى گفتند : عمرو بن عبد كان أوّل فارس * جزع المذاد و كان فارس يليل [ 1 ] 2 - عكرمة بن أبى جهل ( از بنى مخزوم ) . 3 - هبيرة بن أبى وهب ( از بنى مخزوم ) . 4 - ضرار بن خطّاب بن مرداس ( از شعراى بنى فهر ) . لباس جنگ پوشيدند و بر اسبهاى خود نشستند و « بنى كنانه » را براى جنگ فرا خواندند و گفتند : به زودى خواهيد دانست كه دليران و دلاوران كيانند ، آنگاه با شتاب پيش تاختند تا بر سر خندق ايستادند و از ديدن آن به شگفت آمدند و گفتند : به خدا قسم : اين كار تاكنون در ميان عرب بىسابقه بوده است . سپس در جستجوى تنگنائى از خندق برآمدند و اسبهاى خود را بزدند تا توانستند از آن تنگنا بجهند و در ميان خندق و سلع به جولان درآمدند ، از طرف ديگر « علىّ بن أبى طالب » با چند نفر از مسلمين سر راه بر آنان گرفتند و « عمرو بن - عبد ودّ » كه روز بدر جنگ كرده و زخمى شده و از شركت در جنگ أحد بازمانده بود و روز خندق براى اين كه حضور خود را نشان دهد ، خود را نشاندار ساخته بود ،
--> [ 1 ] - عمرو بن عبد ودّ اولين سوارى بود كه مذاد را قطع كرد ، و او سوار يليل بود . م .